یادش بخیر سال گذشته
اومدنم به ارون برای اولین بار
دیدنش برای بار اول
نزدیک شدن بهش برای بار اول
تبریک عید گفتن بهش اونم نفر اول
و...
یادش بخیر پارسال همین موقع
الان من مرخصی شهری دارم تو شهر تو کافی نت دارم یه برگ دیگه به این وبلاگ اضافه میکنم
ایا من بهش میرسم
عکس های مشهد
فدات شم الهی
ای مرسی دمت گرم خیلی وقت بود میخاستم بگم ک اون عکس رو پاک کنی ولی نمیشد ببخش البته گیر دادم ها
اینم من دادم عکسم رو کشیدن خخخ
میشه ی عکس از خودت بهم بدی عایا یا اینم نمیشه ؟
به خیال خودت زیرابی زدی و رفتی...
اما حواست نبود دقیقا منتظر همین حرکتت بودم !
کیش و مات
mikhasam ye chizi az profilet bardam
teatil asat ama naboudesh ino gozashtam kari be to nadre mal khodame matne
ye ax ham gozashti to profilet ax aroska ro pakesh kon ro komod ax to hast mamnun misham pakesh koni
لحظات اخر ساعت 2:50 خاستم ادد کنه ی چیزی بهش بگم ولی نکرد طوری نی
اون میره مشهد منم میرم سربازی معلوم نیست چی میشه
بابام قراره روز اعزامم زنگ بزنه به مامانش دعاکنید
پیش به سوی سربازی
تا اطلاع ثانوی تعطیل یاعلی
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده هر چي هم براش اس ام اس ميزنم باز جواب نميده چند روزه آنلاين هم نشده نگرانشم چند تا پيتزا بخر با يه اكانت ماهانه وی پی ان براش ببر ببين حالش چطوره
شنل قرمزي گفت مامي امروز نميتونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم اسکي
مادرش گفت يا با زبون خوش ميري يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه
شنل قرمزي گفت باشه ميرم حيف که بهشت زير پاتونه فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين
مادرش گفت زود برگرد قراره خانواده دکتر ارنست بيان مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون
يا رابين هود يا هيچ کس . شنل قرمزي گفت من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد
شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه
بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه
حنا کجا ميري ؟؟؟
وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن
اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه
تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي
بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکرد
حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست
آره با لوک خوشانس ميان
شنل قرمزي يه تيک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده
پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره
ميره جلو سوارش ميکنه
تو که دختر خوبي بودي نل
اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه
با اون مرتيکه راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون
اون که هاج زنبور عسل بود
حالا گير نده وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون
زندگي هم که خرج داره نميشه گشنه موند
نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد
آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن
عجب
اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه
چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد
بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن
بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه
شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون هاو چرا و عمو پورنگ ديگه با حنا و نل و يوگي و خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .