سلام امروز میخام از خودم براتون بگم من احسان 21 ساله هستم
روزی عاشق دختری شدم که ازخودم دور بود خیلی دوستش میدارم بدون اون تفریبا میمیریم همه چیزم رو میدم ک حداقل باهاش باشم ی شب ک تو شهرشون بودم یکی بهم زنگ زد و گفت میخام کمکت کنم تا بهش برسی بشی همونی ک این خانواده میخان تا اخرش هم هستم نگران نباش خوشحال شدم واقعا خدا رو شکر یکی پیدا شده ک میخاد کمکم کنه به اون کسی ک دوست دارم برسم ازش پرسیدم منو دوست داره یا ن؟ چرا منو ول کرد؟ جوابش خیلی جالب بود چون یک طرفه به قاضی رفتن همیشه اسونه
گفت ولت کرد چون ماستی: من ماستم جرا جون نخاستم هوس وارد بشه ب زندگیمون نخاستم هرشب اوف اوف کنیم حرفا متاهلی نزدیم فک میکردید بلد نیستیم ن همه بلدن همه هم هوسی میشن من ک بچه پیغمبر نبودم منم مث بقیه ادمیزاد بودم ولی کم از این حرفا میزدم
گفت ولت کرد چون خیلی گیری : من گیرم چرا چون نخاستم کسی رو ک دوست دارم نذاشتم جوری بره تو خیابون ک ملت شب باهاش سریال درست کنن ؟ اگ بی غیرتی خیلی خوبه من خوشحالم ک گیرم
گفت ولت کرد چون مذهبی هستی : من مذهبی هستم اره چند وقته دیگه من میمیریم همه میمیرند بگم خدا بذا عشق و حالم رو بکنم بیخی دنیا دوروزه نمیدونستی اونا ک دین ندارند فردا پس فردا میفروشن تو رو نمونش یکی ک میشناسنم قشنگ و خوب خانمش رو اماده میکنه برای این و اون چرا چون دین نداره هر وقت دیدمش فحش رو کشیده به خدا و پیر و پیغمبر
گفت رمانتیک نیسی: من رمانتیکم اما نه ب حرف بلکه با عمل تو از الان بگو خانم این طلا برای شما طلا میشه بگوخانم این گل برای شما گل میشه براش نمیشه ولی وقتی کار کردی وقتی بهش دادی ی حس دیگه داره بهم گفت رمانتیک نیسی در حالی ک روزی ک میخاستم ببینمش گفت من نمیتونم بیام ندید کادوهام رو ندید چ کارا واسش کردم اگ کسی رو دوست داشته باشم واسش همه کاری میکنم اخرین باری ک میدونم یکی رو خوشحال کردم روز مادر بود ک ی هدیه دادم به مامانم
من نمیدونم اینجا میای یا ن ؟ نمیدونم منو دوست داری یا ن ؟ اینو میدونم ک جواب منو نمیدی نه پیام نه زنگ اره اونی ک اون شب زنگ زده بود من بودم س بار گفتی الو و قطع کردی و من حرفی نزدم بعد از ی ماه صداتو شنیدم خیلی بهم ارامش داد
نظرات شما عزیزان: