خانمی

سلام 

حالت چطوره نیم وجبی من ؟ بازم ک کامنت نذاشتی حرفم ک نزدی پس کی میخای بیای اینجا و ی حرفی بزنی ها ها ها ها 

هیچی اومدم ی کوچولو باهات حرف بزنم با بابام دارم صحبت میکنم تقریبا مطمئنم ک اون پا پیش میزاره پس غصه نخور تو مال من میشی و لباس عروس رو خودم تنت میکنم حالا بخند افرین 

فقط میمونه ی چیز دیگه اونم کار ثابت هست پس تا وقتی ک کار ثابت نداشته باشم به احتمال زیاد یا نامزد میشیم یا عقد میکنیم تا من ی  کار ثابت پیدا کنم

فقط ی چیزی منو میخای همینجور ک هستم ؟ البته من قراره برم باشگاه بدنسازی با بجه ها عضلانی میشیم نگران نباش ولی منو میخای یا ن ؟ زیر من خط کشیدی یا روم خط کشیدی ؟ 

حالا پیش خودت فک میکنی ن ب داره ن ب باره چرا میبرم و میدوزم چون من بابام رو میشناسم دست به حرفش تکه بازبونش متقاعد میکنه مامانت رو که سر و سامون بگیریم 

دوستت دارم خانمی .

ساعت 10 شب 4 مرداد 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393برچسب:, | 22:13 | نویسنده : شبگرد تنها | No Commente