درجلسه امتحان عشق....... من ماندم ویک برگه سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهائی ودلتنگی ،درددل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود، دراین سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند،وبرگه سفیدم .....! عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد
عشق تو نوشتنی نیست ! باتو ...... دربرگه ام نار کناره آن قطره اشک یک قلب میکشم
وقت تمام است ،برگه ها بالا !
پینوشت:
جایی ندارم جز این وبلاگ
رویاهای خودم رو ک دوست دارم بهشون برسم رو اینجا مینویسم
پست رمز دار هست . فقط خودم رمز رو میدونم پس مربوط به خودم هست
نظرات شما عزیزان: